
فريد جان،
آدم ها محصولات گفتمان های اطرافشون هستند. تو محصول گفتمان هايی هستی
که در طول زندگی ات در درون آنها پرسه زدی، فکر کردی، و زندگی کرده ای. خواهش می
کنم برو و متنی که ريحانه در مورد آزادی های زنان در عرصه عمومی زده است را بخوان.
ببين در ميان يک گفتمان اسلامی فانديمنتاليست، ريحانه به چه نتايجی رسيده است. ببين
با همين برچسب استشهادی که به خودش زده است، با همين اسلحه ای که در دستش است، نگاه
کن چگونه احاديث و روايات را بررسی می کند که به این نتيجه برسد که حق
آزادی
حضور در عرصه عمومی را دارد. حالا تو متن را ول کرده ای، رفته ای خر يک
مشت نشانه حساسيت بر انگيز را چسپيده ای؟ که تفنگ دارد...وای!!!!
اگر این متن
را خارج از این وبلاگ بدون اینکه به تو بگويند نويسنده کيست می خواندی، باز هم به
همين نتيجه می رسيدی؟ مساله فمنيسم نيست...این خانم اصلا شايد اگر از خودش بپرسی صد
سال نيز اعتراف نکند که فمنيست است. شايد اگر کاره ای شد آدمی مثل من را هم خفه
کند. اصلا مساله این نيست که ريحانه کيست. مساله متنی است که دخترکی پانزده ساله در
گفتمان استشهاديون اسلامی نوشته است و حق و حقوقش را می خواهد. به نظر من نشانه
شناسی ای که فقط به دنبال يک مشت بر چسب های کليشه ای بگردد که سرنوشت متن را تايين
کند، مشکل ساز است و این دقيقا کاری است که تو کرده ای. رفته ای يک تفنگ ديده ای،
ترسيده ای!
مخلصيم
sibil