Farid's Multimedia Site

Blog Entryیک بغل آزادیApr 4, '06 6:27 AM
for everyone

یک بغل آزادی

چطور می‌توان به شوق آمد از گفتار دختری یا زنی (۱۵ ساله، ۱۷ ساله یا هر چند ساله) که زیر عکس زنی نقاب به رو و مسلح ادعای حسرت یک بغل آزادی دارد؟ که ایشان چون جوان هستند و مسلمان و زن که  از تقسیم کار میان همسرها گپ می‌زند پس برویم مدال بیاوریم و سکه بنام فمینیسم ضرب کنیم.

ای کاش زمان انقلاب وبلاگها در گردش بودند تا با چند کلیک می‌رفتیم به بلاگهای ۱۵ – ۱۷ و .... ساله‌های آنزمان، تا روزنگار‌های آنها را می‌خواندیم وبرداشت "یک بغل آزادی" آنها را میدانستیم. شاید درک بهتری‌از پس‌روی یا پیش‌روی داشتیم  شاید جای بسی مسرت باشد که فردی (در اینجا زنی) صحبت ازاندازه‌ای برابری می‌کند میان جنس خود و آن دیگری، که در عالم خود چکش بر میخ و میخ بر تخته می‌کوبد تا دو خط موازی را در بی‌نهایت بهم بچسباند. اینکه او در تفکر است شروع است، پایان نیست.  می‌گویند در شب اعدام آن کردند تا معصوم به بهشت روانه نکنند. مگر تعقل و  فلسفه در پس این حکم نبود؟ مگر زندان‌بانان زن در خانه نشسته بودند؟ مگر آنها که رفتند (چه مرد و چه زن – چه دختر و چه پسر) چون دگر‌اندیش و دگر‌خواه بودند،  یک بغل آزادی نمی‌خواستند؟

یک بغل آزادی زمانی میسر است که نقاب از چهره برداریم، صلاح بر آتش فکنیم ونه قصد به شهادت کنیم  و نه آن دیگری را شهید کنیم (ای‌کاش این واژه شهید از فرهنگ‌مان برود).

 


sibiltala wrote on Apr 4, '06
فريد جان،
آدم ها محصولات گفتمان های اطرافشون هستند. تو محصول گفتمان هايی هستی که در طول زندگی ات در درون آنها پرسه زدی، فکر کردی، و زندگی کرده ای. خواهش می کنم برو و متنی که ريحانه در مورد آزادی های زنان در عرصه عمومی زده است را بخوان. ببين در ميان يک گفتمان اسلامی فانديمنتاليست، ريحانه به چه نتايجی رسيده است. ببين با همين برچسب استشهادی که به خودش زده است، با همين اسلحه ای که در دستش است، نگاه کن چگونه احاديث و روايات را بررسی می کند که به این نتيجه برسد که حق آزادی
حضور در عرصه عمومی را دارد. حالا تو متن را ول کرده ای، رفته ای خر يک مشت نشانه حساسيت بر انگيز را چسپيده ای؟ که تفنگ دارد...وای!!!!
اگر این متن را خارج از این وبلاگ بدون اینکه به تو بگويند نويسنده کيست می خواندی، باز هم به همين نتيجه می رسيدی؟ مساله فمنيسم نيست...این خانم اصلا شايد اگر از خودش بپرسی صد سال نيز اعتراف نکند که فمنيست است. شايد اگر کاره ای شد آدمی مثل من را هم خفه کند. اصلا مساله این نيست که ريحانه کيست. مساله متنی است که دخترکی پانزده ساله در گفتمان استشهاديون اسلامی نوشته است و حق و حقوقش را می خواهد. به نظر من نشانه شناسی ای که فقط به دنبال يک مشت بر چسب های کليشه ای بگردد که سرنوشت متن را تايين کند، مشکل ساز است و این دقيقا کاری است که تو کرده ای. رفته ای يک تفنگ ديده ای، ترسيده ای!
مخلصيم
Add a Comment
   
© 2008 Multiply, Inc.    About · Blog · Terms · Privacy · Corp Info · Contact Us · Help